توجه : بیننده محترم این یک سایت تبلیغاتی عمومی و مربوط به فروشندگان مختلف است و در هر کالا یا صفحه ای از سایت اگر کوچکترین مشکل یا تخلفی مشاهده نمودید لطفاً مراتب را از طریق لینک « گزارش تخلف » اطلاع دهید تا در اسرع وقت پیگیری و با فرد متخلف برخورد شود و کالا و توضیحات وی نیز حذف شود و در صورت نیاز مشخصات فرد متخلف به مراجع قانونی ذیصلاح اعلام شود.
از همکاری شما در جهت سالم سازی فضای کسب و کار اینترنتی صمیمانه متشکریم


زیتون سرخ

كد كالا: 298
قیمت: 3,300 تومان

پدیدآورنده: سید قاسم یاحسینی

امتياز اين محصول
0 امتياز
موجود نيست

درباره کتاب
عنوان: زیتون سرخ /خاطرات خانم ناهید یوسفیان همسر شهید علی امینی
پدیدآورنده: سید قاسم یاحسینی
شابک: 7-438-506-964- 978
ناشر: انتشارات سوره مهر
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
تعداد صفحات: 236 صفحه
نوبت چاپ: پنجم / 1390
شمارگان: 2500 نسخه
کتاب زیتون سرخ خاطرات خانم ناهید یوسفیان همسر شهید علی امینی است که سید قاسم یاحسینی آن را تدوین کرده است. کتاب شامل نوزده فصل است که بخش‌های مختلف زندگی این بانوی بزرگوار را در بر می‌گیرد. ناهید یوسفیان متولد سال 1331 در شهر اراک است. دوران ابتدائی و راهنمایی و دبیرستانش را در شهر اراک سپری می‌کند و برای ادامه تحصیلات راهی دانشگاه جندی شاپور اهواز می‌شود. اینجاست که با علی امینی آشنا می‌شود و سیر زندگی‌اش تغییر می‌کند. بعد از گرفتن مدرک کارشناسی از دانشگاه جندی شاپور بلافاصله تحصیلاتش را در رشته فیزیک هسته‌ای در دانشگاه تهران آغاز می‌کند. در سن 24 سالگی با شهید امینی ازدواج می‌کند. زندگی این دو داستان پرماجرایی را می‌سازد که بانو یوسفیان در این کتاب شرح داده است. روزهایی که در این زندگی پرتنش سپری شده پر از تجربه‌ها، تخلی‌ها، شیرینی‌هاست. در عین زندگی است که امید معنای واقعی خود را می‌یابد. تصمیم و اراده برای ادامه زندگی آن هم در دل جنگ و گونه‌ای تحقیر جنگ به شمار می‌رود و بانو یوسفیان با دارا بودن عالی‌ترین مدارج علمی و دانشگاهی بر همه پیامدهای جنگ علیه می‌کند و چراغ زندگی‌اش را با داشتن دو فرزند روشن نگه می‌دارد. خاطرات خانم یوسفیان حاصل بیست ساعت گفت‌وگو است. این مصاحبه در شهریور سال 1385 توسط سیدقاسم یاحسینی در شاهرود انجام شده است. گزیده متن: روزبه را به خاله‌ام دادم و آن دو در بیمارستان ماندند. در مسیر تهران به سوی شاهرود، حال خاصی داشتم. حال مرغی که زنده زنده آن را در آب جوش گذاشته باشد و پرهایش را بکنند. گریه دل آدم را سبک و خنک می‌کند. اما دست تقدیر مراحلی از گریه بر عزیزترین کسم، محروم کرده بود. طاقت دیدن قبر علی را نداشتم همان که آن همه مهربان، بی‌ریاء با گذشت و خوب بودن و من در دنیا بیشتر از همه، او را دوست داشتم. حالا نبود. زیر خروارها خاک آرمیده و این ناهید بدبخت بود که باید بر مزارش می‌رفت و برایش فاتحه می‌خواند.

برچسب محصول